تبلیغات
New Page 1 .:: دانلود بهترین مطالب غمگین و عاشقانه ::.
.:: دانلود بهترین مطالب غمگین و عاشقانه ::.
بهترین وبلاگ در زمینه موزیک-کلیپ-داستان و رمان-عکس و شعرای عاشقونه و غمگین+بیوگرافی

برای خواندن این داستان زیبا و غمگین به ادامه مطلب مراجعه کنید...

تنها بازمانده یك كشتی شكسته توسط جریان آب به یك جزیره دورافتاده برده شد ، با بی قراری به درگاه خداوند دعا می‌كرد تا او را نجات بخشد ، ساعت ها به اقیانوس چشم می‌دوخت ، تا شاید نشانی از كمك بیابد اما هیچ چیز به چشم نمی‌آمد.

سرآخر ناامید شد و تصمیم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و وسایل اندكش بهتر محافظت نماید ، روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت ، خانه كوچكش را در آتش یافت ، دود به آسمان رفته بود ، اندوهگین فریاد زد: «خدایا چگونه توانستی با من چنین كنی؟»

 

صبح روز بعد او با صدای یك كشتی كه به جزیره نزدیك می‌شد از خواب برخاست ، آن كشتی می‌آمد تا او را نجات دهد.

 

مرد از نجات دهندگانش پرسید: «چطور متوجه شدید كه من اینجا هستم؟»

 

آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی ، دیدیم!»

آسان می‌توان دلسرد شد هنگامی كه به نظر می‌رسد كارها به خوبی پیش نمی‌روند ، اما نباید امیدمان را از دست دهیم زیرا خدا در كار زندگی ماست ، حتی در میان درد و رنج.

دفعه آینده كه كلبه شما در حال سوختن است ، به یاد آورید كه آن شاید علامتی باشد برای فراخواندن رحمت خداوند.

برای تمام چیزهای منفی كه ما به خود می‌گوییم، خداوند پاسخ مثبتی دارد،

تو گفتی «آن غیر ممكن است» ، خداوند پاسخ داد «همه چیز ممكن است»،

تو گفتی «هیچ كس واقعاً مرا دوست ندارد» ، خداوند پاسخ داد «من تو را دوست دارم»،

تو گفتی «من بسیار خسته هستم» ، خداوند پاسخ داد «من به تو آرامش خواهم داد»،

تو گفتی «من توان ادامه دادن ندارم» ، خداوند پاسخ داد «رحمت من كافی است»،

تو گفتی «من نمی‌توانم مشكلات را حل كنم» ، خداوند پاسخ داد «من گامهای تو را هدایت خواهم كرد»،

تو گفتی «من نمی‌توانم آن را انجام دهم» ، خداوند پاسخ داد «تو هر كاری را با من می‌توانی به انجام برسانی»،

تو گفتی «آن ارزشش را ندارد» ، خداوند پاسخ داد «آن ارزش پیدا خواهد كرد»،

تو گفتی «من نمی‌توانم خود را ببخشم» ، خداوند پاسخ داد «من تو را ‌بخشیده ام»،

تو گفتی «من می‌ترسم» ، خداوند پاسخ داد «من روحی ترسو به تو نداده ام»،

تو گفتی «من همیشه نگران و ناامیدم» ، خداوند پاسخ داد «تمام نگرانی هایت را به دوش من بگذار»،

تو گفتی «من به اندازه كافی ایمان ندارم» ، خداوند پاسخ داد «من به همه به یك اندازه ایمان داده ام»،

تو گفتی «من به اندازه كافی باهوش نیستم» ، خداوند پاسخ داد «من به تو عقل داده ام»،

تو گفتی «من احساس تنهایی می‌كنم» ، خداوند پاسخ داد «من هرگز تو را ترك نخواهم كرد»،




طبقه بندی: داستان غمگین و عاشقانه،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 13 خرداد 1388 توسط امیرحسام
قالب وبلاگ